ببخشید که دیر آپ کردم البته خیلی هم دیر نشد ها (؟) مشکل داشتم
ضد حال یعنی این :
فرض کنید بعد از ظهر یک روز تابستونی یه آزرا صفر کیلومتر را از یک نفر که مدعی هست خیلی دوستتون داره (فقط مدعی هست ها و گرنه هیشکی منو دوست نداره!) قرض می گیرید تا در یکی از بزرگ راههای اطراف شهر به قول معروف تستش کنید. ولی ..... به علت اینکه جا به جا اقایون پلیس با دوربین های سرعت سنجشون ایستادن اصلا نمی تونید سرعت را بالای صدو بیست ببرید اعصابتون حسابی خورد شده و دارید آروم حرکت می کنید که یه دفعه با خودتون می گید ای کاش پلیس ها را بی خیال میشدم چرا؟ چون همین طور که دارید با صدو بیست تا مثل لاک پشت می رونید یه دفعه یه مرسدس بنز مشکی slk به سرعت مثل باد از کنارتون رد می شه و شما در همان لحظه می گید بی خیال تمام پلیس های عالم! پاتون را تا ته می ذارید رو پدال و گیرباکس تیپترونیک اتومبیل با معکوس کردن دنده شتاب وحشتناکی را ایجاد می کند ولی گرفتن یه مرسدس slk 350 به این راحتی ها هم نیست وقتی سرعتتون از مرز ۲۰۰ می گذره بهش می رسید و تازه متوجه می شید که راننده این موشک یه خانم دختره که سنش به بیست سال هم نمی رسه!! از فرط تعجب درست موقعی که می خواید ازش رد بشید سرعتتون را کم می کنید و در کنارش می مانید (توجه کنید فقط از فرط تعجب ها نه از فرط چیز دیگری ها !!) همینطور که دارید با سرعت حدود صد و هفتاد کیلومتر در ساعت کنارش حرکت می کنید توجه دختر خانم تازه به شما جلب می شه و تو همون سرعت نگاهی به شما می کنه و با زدن یه لبخند ملیح و غیر عادی یعنی خیلی غیر عادی شما را مجبور می کنه که بذارید رد شه!!
شیطان وجودتان به شما پیشنهاد می کنه که رکورد شماره دادن در سرعت ۱۷۰ کیلومتر ارا تجربه کنید که یک دفعه یادتان می افته ای دل غافل پسر الآن که داری خر بازی در می یاری ماه رمضان هست و تو هم مثلا روزه ای هاااااااااااااا به سرعت سرعتتون را کم می کنید و slk مشکی که یه جورایی مثل شیطان بود به سرعت ازتون دور می شه و شما با سرعت صد و چهل غرق در افکار عجیب ناگهان به دستور یه زانتیای سفید که بیست دقیقه دنبالتون بوده متوقف می شید . ماشین به پارکینگ می ره و شما به جایی که با صاحب آزرا قرار داشتید.....................................................................
امیدوارم تو این ماه رمضان همه آدم شن از جمله خودم

